حرفای جامونده برای گل پسرم
سلام بر شیر مرد خودم
سلام به عشقم اقا ایهان
مامانی خیلی دوست دارم یه عالمه حرف واست
دارم انقده زیادن که میخوام بنویسم یادم میره ولی خب تخصیر
خودمه سعی میکنم همشو واست بنویسم
ایهان بالام روز به روز بزرگتر میشی حرکاتت خیلی قشنگن حرفات
که نگو خیلی باکلاس و مودب حرف میزنی
یه مدت بود مهد گذاشته بودمت ولی الان تقریبا یه ماهو نیمه که به علت عمل زانوی بابایی تو نقده موندیم وتو نمیتونی به مهد بری
ولی خداروشکر الان پای بابایی خیلی خوب شده و بعد یه مدت میریم خونمون و تو میتونی باز بری مهد
بارانم خاله جنابالی بزرگ شده 11دی تولد یه سالگیش بود 4تا
دندون فعلا در اورده کم کم داره کج کولکی راه میره انقده قشنگ
میرقصه که غشششششششششش میکنیم علاقه شدیدی
هم به گوشی داره دست هر کس ببینه حتما ازش میگیره و باهاش بازی میکنه مامانم میگه این دختر گوشی زیاد دوس داره
فکر کنم خیلی زود باید واسش یکی بخریم
عمه فایزه هم که نینیش رفته بود پیش خدا الان اونم حاملس و الان دوقلو تو میگی دوقلا دو تا دخمل
خاله حاجرم که یه دخمل اورد اسمشو گذاتن خدا حفظشون کنه


حرفای جامونده برای گل پسرم
